تبليغاتX
پانتومیم
این روزها عجیب معترضم به فرهنگ مردمم... و از اون بیشتر به سازمان ها و تشکل هایی که خیلی هاشون مسئول هدایت فرهنگن اما به جای کمک بدتر ضربه میزنن به جامعه و فرهنگ و ... این روزها بدجور اعصابم از دست جنابان آموزش و پرورش خورد شده!

ما مشکل داریم! بله مشکل! نه می خواهم سیاسی صحبت کنم نه هیچ چیز دیگه! شاید درد های کسی که یک روز قراره جامعه شناس بزرگی بشه()!

 نمی شه واقعیت رو انکار کرد! ما مشکل فرهنگی داریم مشکل اجتماعی و خیلی مشکلات بزرگ دیگه اما شاید مشکل اساسی فرهنگیه که نمی ذاره خودمونو و فرهنگمونو پیدا کنیم و بشناسیم!

این روزها از دوستانم که در حال تحقیق و پخش پرسش نامه ان چیزای عجیب و معمولی ای می شنوم!

متاسفانه ما در کشورمون همه کار می کنیم همه چیز می دونیم اما یواشکی!اصلا کار محدویت همینه که فرهنگ یواشکی می سازه!یک حریمی که در اون همه کار می کنیم اما کسی چیزی نمی گه و صدایش هم در نمی آد...

راستش کلا مردم نقد پذیری نیستیم! یه وقتایی کار ما جامعه شناسا می شه مثل کار همون کارد جراحیه که قراره زندگی جامعه رو نجات بده اما اگه جامعه نذاره چی می شه؟ مثل سرطان که اکه جراحی نشه کم کم آدم رو از بین می بره! درست مثل الان!

همینه که وقتی از روابط دختر و پسر می گیم از رپ و گروه شیطان پرستان می پرسیم از سمت جامعه و حتی مسئولان محترم برچسب رواج فساد می خوره روی پیشونیمون! و بهمون یادآوری می شه که این منطقه ی ممنوعه است!همون منطقه ی مشکوک یواشکی که انگار هیچ کس ازش خبر نداره! انگار یه چیز غریبه ان تو جامعه که کلی باید کل کل کنی برای یه پرسشنامه ی مسخره با یه آدمی که شک نکن اگه خودش دوست دختر یا دوست پسر نداشته باشه حتما خواهر  یا برادرش دارن!

شک نکن که اگه بخوای بری تو آموزش و پرورش تا اجازه بگیری تو مدارس مثلا یه سری پرسش نامه راجع به رپ پر کنی تنها اتفاقی که می یوفته اینه که همون منطقه ی ممنوعه رو یاد آور می شن!

این درده که حتی سازمانهای دولتی ما اینطور بی فکرانه در مورد واقعیت های جامعمون عمل می کنن!

نمی دونم تا کی این قانون های نانوشته ی جاری باید ادامه پیدا کنن؟

حالا تموم نظریه هایی رو که در مورد فرهنگ خوندم میارم جلو چشمم و از خودم می پرسم فرهنگ از کجا شکل می گیره؟ از کجا باید هدایت شه؟

 

راستی دوستان عزیز وبلاگ قدیمی ام پولک های سرگردان(http://polakaye-sargardan.blogfa.com/) با مطالبی بعد از نزدیک به دو سال به روز است!

...


+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:28
توسط لاله آئین مهر موضوع: |